تبلیغات

وبلاگ نویسان قرآنی پایگاه قرآنی رضوان - آموزش اختلاف قرائت - اصول قرائت عاصم - تجوید های روایت شده از عاصم کوفی
پایگاه قرآنی رضوان
هرکس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند...

اصول قراءت عاصم کوفی

امام القراءة عاصم بن بهدلة ابى النجود الاسدى ( م 127 هـ ق )
از چهار نفر قراء کوفى عاصم مقام اول را دارد، او شیخ القراء کوفه بوده، و از نظر صوت قرآن نیز مقام والایى داشته . عاصم از تابعین بوده و محضر بیست و چهار نفر از صحابه را درک، و احادیث بسیارى روایت کرده است . جمعى از مترجمان احوال مانند صاحب اعیان الشیعه او را شیعى دانسته است .
عاصم قراءت خود را از ابى عبدالرحمن السُّلمى، و او از حضرت امام على بن ابیطالب (ع) اخذ نموده است، و چون سند قراءت او با یک واسطه به مولاى متقیان على (ع) مى رسد، علما و فقهاى شیعه قراءت او را بر دیگران ترجیح داده اند .
دو راوى که قراءت را در نزد شخص عاصم فرا گرفته اند :
1 ـ ابوبکر شعبة بن عیاش بن سالم کوفى ( 95 ـ 193 هـ ق ) .
2 ـ ابوعمرو حفص بن سلیمان بن مغیره اسدى کوفى ( 90 ـ 180 هـ ق )
شاطبى و اکثر مؤلفین شعبه را مقدم داشته اند . والدانى صاحب تیسیر، حفص را داناترین مردم به قراءت عاصم شناخته است . و چون رسم الخط قرآن کریم به روایت او از عاصم نوشته شده، دانستن اصول قراءة او مقدم بر دیگران ذکر مى شود . و اصول قراءت قراء دیگر اگر با حفص اختلافى داشته بیان گردیده است .

بسمله :

عاصم مثل همه قراء در ابتداى قراءت از اول هر سوره بسم الله را خوانده، غیر از توبه که بدون بسم الله نازل شده، و اختلاف قراء هنگام ورود از سوره اى به سوره دیگر است، که عاصم هم مانند کسائى و ابن کثیر و ابوجعفر و نافع ( بروایت قالون ) براى فصل بین دو سوره آنرا خوانده است .

ضمائر :

کلمات عَلَیهِم ـ اِلَیهِم ـ لَدَیهِم ـ فیهِم ـ عَلَیهِما ـ عَلَیهِنَّ ـ فیهِنَّ و آنچه مانند اینهاست در هاء ضمیر جمع یا تثنیه که قبل از آنها یاء ساکنه یا کسره باشد، همچنین اگر یاء آنها حذف شده باشد مثل : اِن یأتِهِم فَاسْتَفْتِهِم ( عارض به جزم یا بناء ) عاصم به کسرهاء در وصل به ضم عَلَیهِمُ الّذِلَة ـ قُلُوبِهِمُ العِجْلَ ـ یوفِّیهِمُ الله خوانده است .
و هاء ضمیر ماقبل ساکن که بعد آن متحرک باشد، مثل فیهِ هُدیً ـ عَقَلوُهُ وَهُم به قصر یعنى ترک صله خوانده، فقط حفص فیهِ مُهاناً را با صله و شعبه به ترک صله خوانده است . و وقتى بین دو متحرک واقع شود، حرکت آنرا با صله خوانده است، مانند : صاحِبُهُ ـ وَهُوَ ـ اَماتهُ فَاَقبَرهُ ـ یؤَدِِّهِ اِلیکَ، کلمه اَرْجِه ( اعراف ـ شعرا ) فَاَلقِه اِلیهِم ( نمل ) به سکون هاء و در یتَّقهِ ( نور ) به سکون ق و قصر هـ و روایت شعبه به کسر ق و سکون هـ یتَّقِه مى باشد . و عاصم یرضَهُ لَکُم ( زمر ) را به قصر هاء ضمیر خوانده، و کلمات یؤَِدّه ( دو موضع آل عمران ) نُوَلّه و نُصْلِه ( نساء 115 ) نؤتِه ( دو موضع آل عمران 145 ) و ( یک موضع شورى 20 ) را به روایت شعبه، عاصم به سکون هاء ضمیر خوانده است .
کلمه اَنسانِیهُ ( کهف 63 ) روایت حفص به ضم هاء و اختلاس آن است، و در کلمه عَلَیهُ اللهَ ( فتح 10 ) که مابعد هاء ضمیر ساکن است نیز روایت حفص به ضم هاء بدون اشباع، و در هر دو مورد روایت شعبه از عاصم، به کسر هاء ضمیر و اختلاس کسره آنست .

همزه :

قراءت عاصم جز در مواردى که ذیلاً بیان مى شود به تحقیق همزه است. چه همزه مفرده یا مزدوج باشد. به روایت شعبه، عاصم همزه اول کلمه لُؤلُؤ و همزه کلمه مُؤصَدة را به ابدال خوانده است . و او بروایت حفص کلمات هُزُواً و کُفُواً را در هر حال به ابدال به واو، و به روایت شعبه دروصل یا وقف باهمزه خوانده است هُزءْاً و کُفْواً. کلمه رؤف( بر وزن فَعُول ) را عاصم به روایت حفص به اشباع ضمه، و به روایت شعبه رَءُف ( بروزن فَعُل ) خوانده است . کلمه بِئسَ الإسْمُ الفُسُوقُ ( حجرات 10 ) عاصم مثل همه قراء براى رهائى از التقاء ساکنین، به لام تعریف مکسور و حذف همزه وصل اسم بِئسَ لِسمُ الفُسُوقُ قرائت کرده و براى ابتدا از کلمه الاسم به دو وجه: باهمزه وصل مفتوح ولام مکسور اَلِسمُ، یا ابتدا به لام مکسور لِسمُ .
کلمه ءامَنتُم را که در سه سوره ( اعراف ـ طه ـ شعرا ) آمده، میدانیم که اصل آن با سه همزه ءَاَءمَنتُم بوده است، در قراءت تمامى قراء همزه سوم را بدل به الف ءَامَنتُم و این کلمه را به روایت حفص با حذف همزه اول امَنْتُمْ وبه روایت شعبه با تحقى دو همزه ءامَنْتُمْ خوانده شده . کلمه ءَاَعجَمِیٌ ( فصّلت ) را به روایت شعبه با دو همزه محققه، و به روایت حفص به تحقیق همزه اول و تسهیل دوم خوانده است .
کلمه ءَاِنَّکُم لَتَأتون ( اعراف 80 ـ عنکبوت 27 ) و ءَاِنَّ لنَا لاَجراً ( اعراف ـ 113 ) و ءَاِنَّا لَمُغرَمُونَ ( واقعه 66 ) وَءَاَنْ کانَ ذامالٍ ( قلم ـ 14 ) به روایت حفص با یک همزه، و به روایت شعبه با اضافه کردن همزه استفهام و تحقیق هر دو همزه خوانده است .
به روایت شعبه کلمه مُرجَئُون ( توبه ـ 106 ) و تُرجِیءُ ( احزاب 51 ) باضافه همزه مضمومه بعد از ج، و حفص بدون همزه در آنها خوانده است مُرْجَوْنَ ـ تُرْجى . و کلمه بئیسٍ ( اعراف 165 ) را شعبه بخلف عنه بَیئَسٍ، وَجاءَنا ( زخرف 37 ) را جاءَنا و همزه قطع اَلْسّاعَةُ اَدْخِلوا ( غافر 45 ) را به همزه وصل و در ابتداء به ضم همزه خوانده است .
وقتى همزه وصل بین همزه استفهام و لام تعریف واقع شود، و این در شش موضع از قرآن کریم دیده مى شود : ءالذکرین ( دو موضع انعام 143 ـ 144 ) ءآلئنَ ( دو موضع یونس 51 ـ 91 ) ءاللهُ ( یونس 59، نمل 59 ) در این سه کلمه همزه وصل در لفظ و کتابت حذف نگشته، و براى اداء آن تمامى قراء دو وجه را جایز مى دانند : 1 ـ تسهیل همزه دوّم ـ 2 ـ ابدال آن به الف با اشباع مد لازم پدید آمده براى فصل بین دو ساکن . ( وجه ابدال ارجح است ) و عاصم هیچگاه الف فصل بین دوهمزه داخل نکرده است .
عاصم کلمات ضیزى ( نجم 22 ) بادِیَ ( هود ) و ضیاء هر جا باشد، وَالبَرِیةِ ( دو موضع بینه ) را به ابدال همزه به یاء خوانده . و کلمه اَلنَّبِیّْ وَالنَّبُوَّة و بقیه مشتقات آنرا به ابدال و ادغام خوانده است .
و در کلماتى که نقل و حذف یا سکت در سکون قبل از همزه به قراءت قراء دیگر صحیح است عاصم به آن عمل نکرده است .

سکت :

روایت حفص از عاصم از طریق شاطبیه سکت در چهار موضع از ایات آمده، و آنها عبارتند از 1 ـ عِوَجاً قیماً ( کهف 1 ) 2 ـ مرقدنا هذا ( یس : 5 ) من راق ( قیامت 21 ) بلّ ران ( مطففین13 ) . ولى شعبه در هر چهار مورد فوق بدون سکت، به ادغام ن من و ل بل در راء بعد خوانده است . و 9 مورد هاء، سکت که در کتابت قرآن نشانه آن سکونى است که روى آن گذارده شد، عاصم در حال وصل یا وقف آنرا خوانده است .

مد :

در طریق شاطبیه براى عاصم مقدار کشش را در مدهاى متصل و منفصل توسط ( چهار حرکت ) قید شده است . و در طیبة النشر، در منفصل آن روایت شعبه به توسط و فوق توسط و روایت حفص بر سه وجه ـ قصر ـ توسط ـ فوق توسط براى عاصم وارد شده است، و مقدار کشش در مدهاى لازم نزد عاصم مثل سایر قراء ، شش حرکت است، و مقدار کشش در مد عارض به سکون را عاصم مثل همه قراء به سه وجه خوانده است : قصر، ( توجه باصل ) توسط، ( به سبب سکون موجود ) اشباع، ( بدون توجه به عارضى بودن سکون ) .

مدلین :

وقتى سکون روى حرفى پس از حرف لین براى وقف بیاید، مقدار کشش آن سه وجه : قصر و توسط، طول است، و در حرف مقطعه عین ( مریم ـ شورى ) از نظر شاطبیه براى عاصم دو وجه : توسط و اشباع صحیح است، و در طریق شاطبیه براى همه قراء سه وجه مذکور صحیح است .

ادغامات :

عاصم ادغام کبیر بطور کلى ندارد، مگر در کلمات مَدَّ ـ تَأمُرُونَنى ـ مَکَّنّى ـ دابَّة که در اصل مَدَدَ ـ تأمُرُونَنى ـ مَکّنِنى ـ دابِبَة بوده اند، و طبق قواعد صرفى براى آسانى در تلفظ ادغام کبیر انجام گرفته است . و در مالک لاتأمَنّا ( یوسف ) عاصم به ادغام با اشمام خوانده .
عاصم به ادغام متماثلین و متجانسین ـ طبق قاعده و طریقه قراء دیگر عمل کرده ولى در ادغام متقاربین ممسک بوده، فقط در چند مورد عمل کرده :
1 ـ ادغام ذال ساکنى که بعد از خ قرار گرفته در تاء، اَخَذتُم ـ لَتَّخَذتَ که آنرا عاصم به روایت حفص به اظهار و به روایت شعبه به ادغام خوانده است .
2 ـ حرف لام ساکن در راء که عاصم، مانند همه قراء به ادغام خوانده است، مثل قُلْ رَبّى ـ بَلْ رَّفَعَهُ اللهُ و در بَلْ رَانَ ( مطففین 13 ) شعبه به ادغام و روایت حفص به اظهار با سکت ( طریق شاطبیه ) . و از طریق طیبة النشر به دو وجه : ادغام و اظهار با سکت ذکر شده است .
در طریق شاطبیه، حفص نون را در واو یس و القرآن، و ن و القلم ادغام نکرده ولى نزد شبعه ادغام آنها صحیح است، ولى در طریق طیبة النشر قراءت عاصم دو وجه اظهار و ادغام نقل شده است .
عاصم یلهَثْ ذلکَ ( اعراف 176 ) وَاِرْکَب مَعَنا ( هود 42 ) و نون را در م طسم ادغام کرده است .
عاصم نون ساکنه و تنوین را نزد شش حرف حلقى اظهار نموده است، و در دو حرف ( ل ـ ر ) بلاغنه ادغام کرده و در چهار حرف دیگر ( یمون) ادغام با غنه نموده است، ولى اگر نون ساکنه با یاء یا واو، در کلمه واحده قرار گیرد ؛ مثل دنیا ـ بنیان ـ صنوان ـ قنوان به اظهار خوانده است . و نون ساکنه و تنوین را در نزد ب قلب به م و با غنه و اخفاء قراءت کرده است، و در ما بقى حروف به اخفاء با غنه خوانده است .

میم جمع :

عاصم میم جمعى را به سکون خوانده، مثل عَلَیهِم غَیرِِ ـ عَلَیکُمْ اَنْفُسَکُمْ در وصل یا وقف . و در وصل آن اگر بعد از میم جمعى ساکن باشد، آنرا بدون صله به ضم خوانده، عَلَیکُمُ الصّیامَ ـ مِنْهُمُ الَّذِینَ و هر گاه، به ضمیر قرین شده صله واوى آورده ( مثل همه قراء ) اَنُلْزِمُکُمُوها فَاتَّخَذْتُمُوهُم ـ فَاِذا دَخَلتُمُوهُ .

اماله :

عاصم به روایت حفص در تمام قرآن ( در هر دو طریق ) فقط کلمه مَجریها را در قال ارکَبُوا فیها بِسمِ الله مَجرِیها وَ مُرسیها ( هود 41 ) به اماله راء و الف بعد از آن خوانده و به روایت شعبه این کلمه مُجریها و بدون اماله یعنى به فتح خوانده است .
به روایت شعبه عاصم در کلمات ذیل اماله کرده است و هیچیک از آنها به روایت حفص نیست .
1 ـ کلمه اَدرَیکَ در سیزده موضع و کلمه اَدْریکُمْ ( یونس 16 )
2 ـ در چهار کلمه رَمى ( انفال 17 ) اَعْمى ( اسراء 72 ) سُویً در وقف ( طه 58 ) و سُدیً در وقف ( قیامه 36 )
3 ـ کلمه رانَ در بَل ران عَلى قُلُوبِهِم ( مطففین 14 ) به ا ماله راء و الف .
4 ـ کلمه هارٍ در عَلى شَفا جرفٍ هارٍ ( توبه 109 ) به ا ماله الف .
5 ـ کلمه نَئا در اَعرَضَ وَ نَئا بجانِبِهِ ( اسراء 83 ) به ا ماله الف بعد از همزه و همین کلمه در فصلت آیه 50 به فتح روایت شده .
6 ـ کلمه رَءا در هفت موضع ( انعام 76 ـ هود 70 ـ یوسف 24 و 28 ـ طه 10 ـ نجم 11 ـ 18 ) و کلمه رَءاکَ ( انبیاء 36 ) . رَءاها ( نمل 10 )، رَءاهُ ( قصص 31 ) در تمام موارد یاد شده اماله راء و همزه با هم، و در کلمات رَءَا القَمَرَ ـ رَءَا الشَّمسَ ( انعام 77 و 78 ) رَءَالّذِینَ ظَلَمِوا ـ رَءَالّذینَ اَشرَکُوا ( نحل 85 و 86 ) رَءَا المُجرمُونَ ( کهف 53 ) رَءَا المُومِنُونَ ( احزاب 22 ) به هنگام وصل کلمه رَءَا به مابعد به اماله راء فقط .
تبصره : کلمه بَلى در هر جاى قرآن براى عاصم تنها به فتح است، ولى در طیبة النشر روایت شعبه به دو وجه صحیح ذکر شده .
7 ـ در حروف مقطعه قرآن، اماله حرف راء از الر ( یونس ـ هود ـ یوسف ـ ابراهیم ـ حجر ) و المر ( رعد )، اماله هاء و یاء از کهیعص ( مریم )، اماله حروف طاءِ و هاء از ( طه )، اماله یاء از یس، اماله طاء از طسم ( شعرا ـ قصص ) و از طس ( نمل )
اماله حاء از حم ( مؤمن ـ فصلت ـ شورى ـ زخرف ـ دخان ـ جاثیه - احقاف ) .

تَرقیق و تفخیم :

تفخیم و ترقیق نام کیفیتى است که در نتیجه بلندى طلبى حروف مفخمه و مستعلیه یا پستى طلبى حروف مرققه، مستفله به وجود مى آید . کل حروف هجا از این نظر بر سه قسمند :
قسم اول هفت حرف استعلاء : ( طاء ـ ضاد ـ صاد ـ طاء ـ قاف ـ غین ـ خاء ) که در تمامى حالات تفخیم مى شوند . و به لحاظ نوع حرکت و قوت تفخیم با یکدیگر متفاوتند .
قسم دوم حروف مستفله : بقیه حروف، در تمامى حالات متحرک به هر حرکت که باشند، ترفیق مى گردند، فقط حرف الف و لام لفظ جلاله و راء از این تقسیم بیرون و تابع قواعد خود هستند .
قسم سوم : الف ماقبل مفتوح، لام لفظ جلاله، حرف راء است که گاهى تفخیم، و گاهى ترقیق مى شوند .

در راءات :

راء به سبب محل اداء آن و برترى صفات و قوت آن بر ضعف، تفخیم برایش اصل و ترقیق عارضى آن محسوب مى شود .
راء در اصل مفخم، و به لحاظ سه عامل : کسره، یاء و اماله موجب ترقیق آن فراهم مى شود .
راء اگر مفتوح یا مضموم باشد تفخیم میشود، چه در اول کلمه ( رَبَّنا ـ رُعْباً ) چه در وسط کلمه ( تَمْرَحُونَ ـ تَعرُجُ ) چه در آخر کلمه ( نَظَرَ ـ یشْکُرُ ) و در چهار مورد ترقیق مى شود :
الف ـ راء خود مکسور باشد، رِِزْقاً ـ قَرِیبٌ ـ وَالوَترِِ ـ ذَرِِالّذِینَ ـ تَحْرِِصُ .
ب ـ راء ساکن، ماقبل مکسور ( به کسره لازم ) فِرْعُونَ ـ مِریةً ـ اُحْصِرِتُمْ . و در دو مورد، یکى آنکه راء ساکن ماقبل مکسور، قبل از حرف استعلا در یک کلمه قرار گیرد، فِرْقَةٍ ـ اِرصاداً . دوم آنکه کسره ماقبل راء ذاتى نبوده و عَرَضى و متصل بدان باشد، اِرتَدوا ـ اِرکَعُوا ـ اِرجعوا ( هنگام ابتداء به آنها ) اَلّذى ارْتَضى ـ رَبِّ ارْجِعُونِ که کسره آنها اصلى ولى در دو کلمه قرار گرفته اند . اَمِ ارْتابُوا ـ لِمَنِ ارِْتَضى ـ اِنِ ارْتَبْتُم، که کسره ماقبل عارضى و هم منفصل است، در تمام موارد یاد شده راء تفخیم مى شود.
ج ـ در وقف بر رائى که ماقبل آن مکسور باشد، سِحْر ـ ذِکْر ـ شِعْر، در این حالت اگر ساکن ماقبل حرف استعلا باشد، مثل : مِصْر ـ قِطْر، دو وجه ترقیق و تفخیم جایز است، در مِصر تفخیم و در قِطر ترقیق اولى است .
د ـ راء ساکنى که ماقبلش یاء مدى باشد ف مانند بصیر ـ نَذیر ـ خبیر ـ در وقف ترقیق مى شود همچنین اگر ماقبل راء ساکن حرف لین و ماقبلش حرف استعلاى مفتوح باشد، تغییرى در ترقیق راء نمى دهد . خَیر ـ غَیر .

در لامات :

حرف لام در اصل مرقق است، و مورد تغلیظ آن نزد عاصم و همه قراء در لفظ جلاله (الله) است در صورتى که ماقبل آن مفتوح یا مضموم باشد . ( عَلَى اللهِ ـ عَبْدُاللهِ و اگر ماقبل آن مکسور باشد ازترقیق جدا نیست .

یائات اضافه :

1 ـ عاصم تمام یاءات اضافه که بعدش همزه قطع مفتوح باشد مثل اِنّى اَعْلَمُ ـ اِنّى اَخافُ ـ إِنّى اَرى، به سکون ى خوانده .
تبصره : از این دسته فقط در معى اَبَداً ( توبه 83 ) مَعى اَوْ رَحِمْنا ( ملک 28 ) شعبه به سکون ى، و حفص به فتح آن خوانده .
2 ـ یاء اضافه که بعد آن همزه قطع مکسور آمده : مثل دُعانى الا فراراً ـ مِلّةَ ابائى تمامى را عاصم به سکون ى خوانده است، و لکن در یازده مورد حفص به فتح ى و شعبه به سکون آن از عاصم روایت کرده اند، آنها عبارتند از یدى اِلیک ـ اُمّى الهَین ( مائده 28 ـ 116 ) اَجرى اِلّا ( 9 موضع : یونس 72 ـ هود 29 ـ 51 ـ سبأ 48 ـ پنج موضع شعرا )
3 ـ یاء اضافه که بعدش همزه قطع مضموم باشد : عاصم تمامى را به سکون ى خوانده مثل : اِنّى اُعیذها إنّى اُریدُ .
4 ـ یاء اضافه که بعدش همزه وصل با لام تعریف آمده : تمام آنها را عاصم به فتح ى خوانده مثل : رَبّى الّذى ـ فقط در عَهدى الظّالمینَ ( بقره ) که حفص به سکون، شعبه فتح ى خوانده اند .
5 ـ یاء اضافه که بعدش حمزه وصل بدون لام تعریف آمده : در هفت موضع قرار دارد در این قسم فقط در موضع مِنْ بَعدى اسْمُهُ اَحمَدٌ ( سوره صف ) روایت شعبه از عاصم به فتح و حفص به سکون ى است، بقیه مواضع قراءت عاصم به سکون ى مى باشد . مثل : اَخى اشْدُد ( طه 30 ) اِنّى اصْطَفیتُکَ ( اعراف 144 ) لِنَفْسى اذْهَبْ ـ فى ذِکرى اذْهَبا ( طه 41 ـ 42)
6 ـ یاء اضافه که بعد آن حرف دیگرى باشد : قراءت عاصم به فتح ى است، مگر در چهارکلمه که از عاصم باختلاف روایت شده و آنها :
1 ـ کلمه بَیْتى : در بَیتیَ لِلطّائفینَ ( بقره 125 ـ حج 26 ) بَیتِیَ مُؤمِناً ( نوح 28 ) که شعبه به سکون ى و حفص به فتح آن روایت کرده اند .
2 ـ کلمه وَجهى : در وَجْهِیَ لله ( آل عمران 20 ) وَجْهِیَ لِلَّذى ( انعام 79 ) که شعبه به سکون، و حفص به فتح ى ذکر کرده اند .
3 ـ کلمه مَعى : در یازده موضع : مَعى بَنى اِسْرائیلَ ( اعراف 105 ) مَعى اَبَداً ... مَعى عَدُوّاً _ توبه 83 ) مَعى صَبْراً ( کهف 65 ـ 72 ـ 75 ) مَن مَعِیَ ( انبیا 24 ـ شعرا 118 ) مَعِیَ رَبّى ( شعرا 9 ) مَعِیَ رَدءاً ( قصص 34 ) مَنْ مَعِیَ اَوْ ( ملک 28 ) که تمامى را حفص به فتح و شعبه به سکون از عاصم روایت کرده اند .
4 ـ کلمه لى : در پنج موضع : ما کانَ لى عَلَیکُم ( ابراهیم 22 ) و َلِیَ فیها ( طه 18 ) ولى نَعْجَةٌ ـ لِیَ مِنْ عِلْمٍ ( ص 23 ـ 69 ) وَلِیَ دینِ ( کافرون 6 ) این پنج مورد را نیز شعبه به سکون، و حفص به فتح ى از عاصم روایت کرده اند .
یاءات زوائد : در یا عِبادِ لا خَوفٌ عَلَیکُم ( زخرف 68 ) روایت شعبه به اثبات ى مفتوح در وصل، و به سکون آن در وقف است . و حفص حذف آن در هر حال، از عاصم روایت کرده اند . ودر یاءات زوائد که لام الفعل، افعال یا اسماء یا واقع شوند .
مثل اَخَّرتَنِ ـ یؤتِینِ ـ المُنادِ ـ یأتِ ـ بِالوادِ و غیره قاعده کلى عاصم در تمام قرآن کریم حذف یاء زائد است، فقط در موضع فَما إتینِ یَ اللهُ خَیرٌ ( نمل 36 ) به روایت شعبه به حذف یاء در وصل و وقف، و به روایت حفص به اثبات یاء مفتوح در حالت وصلى، و به اثبات یاء ساکن، یا حذف آن در حالت وقفى است .

وقف بر مرسوم الخط :

عاصم در وقف بر کلمات قرآنى بر طبق نوشته کلمه وقف مى کند، مثلاً تاء تأنیث هر جا مدوّر باشد به هـ و اگر کشیده نوشته شده به ت وقف مى کند . در چهار مورد که لام بعد از ما جدا نوشته شده : مثل فَمالِ هؤلاءِ بر لِ وقف مى کند . کلمه اَیهَ که در سه موضع بدون الف نوشته شده، به هـ وقف مى نماید . کلمه وَیکَانَّ ـ وَیکَاَنّهُ ( قصص ) در موضع اول به نِ و در موضع دوم به هـ وقف مى کند، کلمه کَاَین را هم به نِ وقف نموده . و در اَیاً ما تَدْعوا به ایاً ما وقف کرده ( در النشر الرجح جواز وقف بر اَیا ـ ما براى همه قراء صحیح ذکر شده ) .




با توجه به عربی بودن اکثر فایل ها لازم است بگوییم که این فایل ها عربی ساده ای را دارند.


دانلود فایل pdf زندگی نامه ابوبکر شعبة بن عیاش بن سالم کوفى (عربی)

دانلود فایل pdf زندگی نامه ابوعمرو حفص بن سلیمان بن مغیره اسدى کوفى (عربی)

دانلود فایل pdf اصول قرائت شعب (عربی)

دانلود قرآن کریم به روش حفص از عاصم

دانلود قرآن کریم به روش شعب از عاصم

شما می توانید از قسمت نوای قرآن
تلاوت های زیبا و کاملی از روش حفص از عاصم دریافت کنید


هرگونه کپی از مطالب بدون لینک پایگاه قرآنی رضوان شرعا حرام است


اخبار khamenei.ir

آنلاین ببینید : سرنوشت تئوری های غربی

آنلاین گوش کنید : مداحی میثم مطیعی فاطمیه 91 در بیت رهبری

تازه ترین ها
پیوند های روزانه
حمایت از رضوان
برای تبلیغات خود با pqrezvan@gmail.com تماس بگیرید

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس